فرهنگ و هنر

نامه‌ های خصوصی فروغ فرخزاد به برادرش فریدون

نامه های خصوصی فروغ فرخزاد به برادرش فریدون

در این مقاله بخش‌های کوتاهی از نامه‌ های خصوصی فروغ فرخزاد به برادرش فریدون رو گردآوری کردیم.

بخش‌هایی از نامه‌های فروغ:

8 اردیبهشت

فری جان شعرهایت را خواندم تو از اول استعداد داشتی و من هیچ تعجب نمیکنم. شعرهایت از نظر موضوع و حس و ظرافت حس‌ها کاملا به دل می‌نشیند و خیلی خوب هستند.

8 اردیبهشت

زندگی همین است یا باید خودت را با سعادت‌های زودیاب و معمول مثل بچه و شوهر و خانواده گول بزنی یا با سعادت‌های دیریاب و غیرمعمول مثل شعر و سینما و هنر و از این مزخرفات! اما به هر حال همیشه تنها هستی. تنهایی تو را میخورد و خرد میکند - قیافه من خیلی شکسته شده و موهایم سفید شده و فکر آینده خفه‌ام میکند ولی بگذریم ... بگذریم. بگذریم ...

سه‌شنبه 23 مهر

مگر من اینجا چه شده‌ام که تو میخواهی بشوی؟ دو سال است به آلمانی شعر میگویی و برای خودت آدمی شده‌ای. من 10 سال است که شعر میگویم و هنوز وقتی احتیاج به 50 تومان دارم باید سر خودم را بگیرم و از بدبختی گریه کنم.

سه‌شنبه 23 مهر

فعلا میسازم - چه میشود کرد مگر میشود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی را در آورد - همین است که هست.

سه‌شنبه 31 فروردین 1338

من به تو پیشنهاد میکنم به فارسی هم شعر بگو - لازم نیست وزن و قافیه را رعایت کنی سعی کن با ریتم کلمات یک حرکت کلی به وجود بیاوری که شنیدنی باشد. به هر حال تو شاعر هستی و این مهم است و تو اگر بتوانی این را در خودت پرورش بدهی بازی را برده‌ای.

14 اکتبر

سلام فری جانم امیدوارم که حالت خوب باشد. از روزی که رفته‌ای فقط یک نامه برایت داده‌ام. خدا کنه که نرنجیده باشی. تو میدانی که من زیاد اهل نامه نوشتن نیستم مگر در مواقع ضروری. در هر حال تو باید به تنهایی و به این نوع زندگی عادت کنی چون سال‌های زیادی در پیش داری که ناچار دور از ما زندگی خواهی کرد. آدم‌هایی که بیشتر از من و تو سرشان میشود میگویند انسان متمدن آن کسی است که در تنهایی احساس تنهایی نکند. تو باید برای خودت یک دنیای درونی داشته باشی و همچنین تکیه‌گاه‌های ثابت روحی و فکری.

30 دی 1338

حیف است که حرف مرا گوش نمیکنی و همانجا که هستی به کارت ادامه نمیدهی ... بالاخره یک کاری خواهیم کرد ... عیب کار اینجاست که تو هم مثل بقیه فرخ‌زادها از هر صدتا چاقو که میسازی یک دانه‌اش دسته ندارد. همیشه وعده میدهی و کمتر عمل میکنی.

عکس کمتر دیده شده از فریدون فرخزاد و خواهرش فروغ
بخش‌هایی از آخرین نامه:

تو از سادگیت و از احساسات پاک و بچه‌گانه‌ات زندگی میکنی و این‌ها با مسخره کردن همین احساسات تو نان خواهند خورد. من به این عادت کرده‌ام و این دلقک‌ها را خوب میشناسم تو هم بیا تا آن‌ها را بهتر بشناسی ... به هر جهت اولین کسی که در فامیل ما میمیرد من هستم و بعد از من نوبت تو است. من این را میدانم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *